به سرم زد برم ببینم کافه هنوز سرجاش هست یانه برا همین تند لباس پوشیدم به مامان گفتم میرم بیرون رفتم سر خیابون تاکسی بگیرم یه پیامک با محتوای زیر اومد واسم

دلبرجان چکاوک

دل را به نامت سند زدم چون نتونستم به غیرتو دل بندم مواظب خودت باش قربانت بشم .....

خنده ای کردم برای مخاطبم استیکر ❤فرستادم

سوار تاکسی شدم آدرس دادم تویی مسیر همش فکرم به او بود چه کرده بود با من باصدای خانم گفتند راننده به خودم اومدم پول حساب کردم رفتم سمت کافه داخل شدم